عزیز معتضدی 

آلمودوار و عشقهای سورئال

نگاهی به آغوشهای گسسته ساخته پدرو آلمودوار و بسترش در تاریخ سینما و ادبیات اسپانیا

آغوشهای گسسته(1) روایت عاشقانهء تازه ای با زمینه های پیشین در تاریخ سینما و ادبیات است. آلمودوار در این فیلم تا حد یک برداشت آزاد به فیلم میل مبهم هوس(2) ساختهء هموطنش بونوئل نزدیک می شود و با طنز آشنای خودش سری هم به ریشه های قدیمی تر عشق پرشور قهرمانهای داستانش، ماتئو، و کونچیتا( در آغوشهای گسسته، لنا) در تاریخ ادبیات می زند.

 قرینه ها

در فیلم میل مبهم هوس، آخرین ساختهء بونوئل ماتئوی میانه سال(فرنادو ری) دل به عشق دختر جوانی به نام کونچیتا می بندد. نقش کونچیتا را دو بازیگر فرانسوی و اسپانیایی ( کارول بوکه و آنجلا مولینا) به اتفاق بازی می کنند. این یک تجربه سورئالیستی به سبک بونوئل است که خود جایی به شوخی می گوید، ایده اش پس از غیبت یکی از بازیگران در اثنای فیلمبرداری به ذهنش رسید.

 

میل مبهم هوس- کونچیتا با دو بازیگر، آنجلا مولینا و کارول بوکه

در آغوشهای گسسته، ماتئوی میانه سال(لوییس هومار) دل به عشق دختر جوانی به نام لنا می بندد. نقش لنا را پنه لوپه کروز بازی می کند، و زمانی که ماتئو در رسیدن به عشق او ناکام می شود، در قالب آدم دیگری به نام هری کین ظاهر می شود، تا در یک قرینه کاری معکوس با فیلم بونوئل مثلث مجازی عشق این بار با یک زن، و مردی در دونقش تکرار شود.

 

در فیلم بونوئل، آنجلا مولینا در نقش کونچیتا با مادرش زندگی فقیرانه ای دارد. ماتئو برای به دست آوردن دل دختر- که به رغم اظهار عشق متقابل دلبستگی عاطفی به او ندارد- به مادرش کمک مالی می کند. در فیلم آلمودوار همان آنجلا مولینا که سی و دو سال بعد از بازی در نقش کونچیتا روزهای  طراوت جوانی را پشت سر گذاشته در قالب مادرش ظاهر می شود و کمک مالی ارنستو(خوزه لویس گومز) رییس و عاشق ثروتمند دخترش لنا(پنه لوپه کروز) را برای بستری کردن شوهر بیمارش در بیمارستان قبول می کند، و به این ترتیب درست مثل مادر ِ خودش در فیلم بونوئل دختر جوانش را زیر بار دین مردی قرار می دهد که به او دلبستگی عاطفی ندارد.

 

در فیلم آلمودوار، آنجلا مولینا نقش مادرش خودش در فیلم بونوئل رابازی می کند

 

عشقهای یک جانبه

کونچیتای میل مبهم هوس پنهان از چشم ماتئوی عاشق در کاباره می رقصد و زمانی که رازش نزد ماتئو برملا می شود در برابر چشم عاشق خشمگینی که با او اختلاف سنی زیادی دارد با مردی جوان از دوستانش در پشت میله های در خانه اش عشقبازی می کند، در آغوشهای گسسته لنا سودای بازیگری در سر دارد، از عشق یک جانبهء ارنستو برای گذران زندگی اش استفاده می کند و عاشق ماتئو کارگردان سینما می شود. واکنش لنا پس از برملا شدن نفرتش از ارنستو ترک خانه است. اما ارنستوی خشمگین او را از پله ها به زیر می اندارد و پس از مداوایش در بیمارستان زن جوان را بر صندلی چرخدار به خانه بر می گرداند. رابطهء زندانی و زندانبان، یا عشق برده وار، در این فصل از فیلم ضمن تداعی فصول دیگری از آثار آلمودوار و شاخص ترین شان، مرا ببند(3) ارجاع آشکاری به تریستانا (4)، اثر دیگری از بونوئل هم هست.

 زمینه ها

اوایل قرن گذشته رمان کوچکی به نام زن و بازیچه(5)سخت مورد توجه محافل ادبی و روشنفکری فرانسه قرار گرفت. نویسنده این رمان پیر لوییس(6)سراینده ترانه های اروتیک بیلیتیس بود که ادعا می کرد اصل ترانه ها سرودهء زن شاعر عاشق پیشه ای به همین نام در زمان سافو شاعره معروف یونانی بوده و او تنها این ترانه ها را به فرانسه ترجمه کرده است(7).


 پیر لوییس و رمان زن و بازیچه

زن و بازیچه داستان عشق سودایی ماتئو و کونجا پرز- کونچیتا- است که ابتدا از زبان راوی خوشگذران فرانسوی و رقیب عشقی آیندهء ماتئو نقل می شود و سپس رشته کلام به دست خود ماتئو می افتد تا شرح رنجهایی را که از دست کونچیتا کشیده برای خواننده باز گوید. داستان در سال 1898 نوشته شده و علاوه بر این که محل وقوع حوادث آن شهر سویل در اسپانیاست، از نظر سبک و موضوع هم شباهت زیادی به رمان کارمن اثر پروسپه مریمه دارد( در داستان حتی به کارمن و عاشق حسود او دُن خوزه هم اشاره می شود). زمانی که بونوئل جوان در دههء دوم قرن گذشته به پاریس رفت، تب این رمان کوچک هنوز در محافل ادبی و میان یاران سورئالیست او داغ بود، در حالی که کارمن بعد از اپرایی که ژرژ بیزه از روی آن ساخت به خاطر بد بینی سورئالیستها به موفقیتهای بزرگ دست کم نزد این گروه انقلابی تأثیر جادویی اش را از دست داده بود. بونوئل از همان زمان و حتی پس از این که جوزف فون اشترنبرگ کارگردان تبعیدی اتریشی در امریکا فیلم، شیطان یک زن است را از روی رمان زن و بازیچه بر اساس سناریوی جان دوس پاسوس(8) با شرکت مارلن دیتریش در سال 1935 ساخت آرزوی برگرداندن این رمان را به فیلم داشت، آرزویی که سرانجام مبدل به میل مبهم هوس آخرین ساختهء سینمایی او شد. این وسوسهء طولانی برای ساختن اثری به شدت رمانتیک با محور عشق سودایی از سوی کارگردانی که همراه یاران سورئالیست اش شعار"مرگ بر عشق سودایی، زنده باد دوستی"می دادند، خود یک شوخی سورئالیستی به نظر می رسد. در داستان پیر لوییس، کونچیتای خود آزار و دیگر آزار تنها زمانی با لذت به ماتئو تسلیم می شود که به شدت از او کتک می خورد. بونوئل در کتاب خاطراتش می نویسد، طی سالها متوجه شدم طنز به مراتب خلاقانه تر و جوابگوتر از خشونت است. داستان زن و بازیچهء پیر لوییس در شرایطی به پایان می رسد که به نظر می رسد ماتئو و کونچیتا به اتفاق راوی اول ماجرا وارد دور تازه ای از روابط بی فرجام و انتقام جویانه می شوند. در فیلم بونوئل عاشق و معشوق انتقام عشق نافرجام خود را با ریختن سطلی آب بر سر و روی هم می گیرند. در فیلم آلمودوار سودای عشق از ماتئوی بینا یک هری کین نابینا می سازد، در حالی که تشخیص بینایی و نابینایی این دو دست کم در وجه استعاری داستان آسان به نظر نمی رسد.

علاوه بر اثر بونوئل و رمان پیر لوییس که دستمایهء اصلی آغوشهای گسسته قرار گرفته، آلمودوار با ارجاعهای پنهان و آشکار به آثار فیلمسازهایی مثل روسلینی، برگمان و لویی مال به هنر سینما ادای دین می کند، ضمن این که با استفاده از مظاهر فرهنگ عام، تمرکز بر روی شخصیتهای زن، جلوه های تصویری، موسیقی، رنگ، رمانس و احساسات آتشین از موفقیت تجاری فیلم خود هم غافل نیست، بی آن که به دام قواعد سینمای تجاری بیفتد.

 

پانوشت

1. Broken embraces

2. Cet obscure objet de désire(1977)

3. Tie me up! Tie me down !(1990

4. Tristana(1970)

5. La femme et le pantin

6. Pierre Louÿs(1870-1925)، شاعر و نویسنده رمانتیک فرانسوی

7. در میان شاعران نوپرداز ایران فروغ فرخزاد به گفته خود و به شهادت آثار اولیه اشتحت تأثیر لوییس و سروده هایش بود.

8. John Dos Passos(1896-1970)، نویسنده امریکایی